دوشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۴۵

زندگی‌نامه شهدا خراسان جنوبی/34

هر هفته معرفی یکی از شهدای 8 سال دفاع مقدس استان خراسا‌ن‌جنوبی
زندگی‌نامه شهدا خراسان جنوبی/34
 
به گزارش خراسان‌تایم، چه کسی می‌داند جنگ چیست؟ چه کسی می‌داند فرودیک خمپاره قلب چند نفر را می‌درد؟ چه کسی می‌داند جنگ یعنی سوختن، یعنی آتش، یعنی گریز به هر جا، به هر جا که اینجا نباشد، یعنی اضطراب که کودکم کجاست؟ ‌جوانم چه می‌کند؟ دخترم چه شد؟ به راستی ما کجای این سوال‌ها و جواب‌ها قرار گرفته‌ایم‌؟ کدام دختر دانشجویی که حتی حوصله ندارد عکس‌های جنگ را ببیند و اخبار آن را بشنود. از قصه دختران معصوم سوسنگرد با خبر است؟ آن مظاهر شرم و حیا را چه کسی یاد می‌کند که بی شرمان دامنشان را آلوده کردند و زنده زنده به رسم اجدادشان به گور سپردند. کدام پسر دانشجویی می‌داند هویزه کجاست؟‌ چه کسی در هویزه جنگیده؟ کشته شده و در آنجا دفن گردیده؟ چه کسی است که معنی این جمله رادرک کند: نبرد تن و تانک؟! اصلا چه کسی می‌داند تانک چیست؟ چگونه سر 120 دانشجوی مبارز و مظلوم زیر شنی‌های، تانک له می‌شود؟
 
شهید حسین پلنگی به تاریخ 7/8/1340درشهرستان فردوس متولد وبه تاریخ 7/5/1361 در منطقه شلمچه به فیض شهادت نائل شد .

شهید حسین پلنگی یکی دیگر از دلاور مردان عرصه ایثار و شهادت، قرار ملاقات و عروجش را با معبود خویش درمیان دود و آتش و هوای گرم خوزستان در ماه مرداد، که دمایی بالای 50 درجه را به همراه داشت، استوار کرد.
تولدش درتاریخ 7/8/1340 در شهرستان فردوس و در خانواده ای مذهبی اتفاق افتاد. دوران طفولیت خویش را درآغوش گرم پدر ومادر و محبت‌های سرشار ایشان تجربه کرد. تجربه دیگرش ورود به عرصه آموزشی و کسب علم و دانش بود. با ورود به دبستان، شناخت محیط درس و کلاس، آشنایی با دوستان و همکلاسی‌ها، احترام به معلمین و بزرگترها، اطاعت از والدین و توجه به مقررات و قوانین را نیز به عنوان دیگر اندوخته‌های خویش قرار داد. تا پایان دوره راهنمایی تحصیلی، درس خواند و شاید یکی از دلایل ترک تحصیلش، عشق به انقلاب و خدمت در بسیج بود.
پدر حسین فروشنده بود و از این طریق گذران زندگی می‌کردند. شاید با همه کاستیهای زندگی و سختی معیشت اقتصادی خانواده، حسین اولویت اول را حفظ دستاوردها و آرمان‌های مقدس انقلاب اسلامی می‌دانست. به همین جهت وارد بسیج شد و پس از طی مراحل آموزش نظامی، به عنوان تخریب چی و آرپی جی زن به جبهه اعزام گردید. اما سرانجام چنین اندیشه و تفکری، قطعاً محشور شدن با شهدا و اولیاء خداست.
او برای مبارزه با متجاوزین بعثی وارد جنگ شد و مانند دیگر دلاورمردان، تا آخرین لحظه عمرش، دست از نبرد با ایشان برنداشت. تا این که بالاخره، با سمت تخریب چی و آرپی جی زن در تاریخ 7/5/1361 دشت شلمچه را با خون خویش رنگین و بال و پرعروج را به سمت معبود خویش باز گشود. روحش شاد و یادش گرامی.

انتهای‌پیام/2/
Share/Save/Bookmark
کد مطلب:۱۷۲۹۰